بگذارید کودک احساسات ناخوشایند را هم تجربه کند
احساسات ناخوشایند هم مثل شادی و خنده برای هر انسانی لازماند. مهم این است که مدیریت آنها و حل مسئله را به کودک یاد بدهیم.
ما انسانها احساسات خوشایند و ناخوشایند بسیاری داریم و در طول روز و شب، چندین احساس مختلف را همزمان تجربه میکنیم.
احساسات ناخوشایند هم لازماند
گاهی باید اجازه بدهیم فرزندمان احساسات ناخوشایند مختلفی مثل اضطراب، غم، عصبانیت، ناراحتی و حتی گریه کردن را تجربه کند؛ چون این احساسات ناخوشایند هم مانند احساسات خوشایندی چون خوشحالی، خنده و هیجانهای مثبت، برای هر فردی لازماند. چه اشکالی دارد که در کنار احساسات خوشایند، احساسات ناخوشایند هم تجربه شوند؟
مدیریت احساسات و حل مسئله را آموزش دهیم
نکتهٔ مهم این است که باید مدیریت احساسات ناخوشایند را همراه با حل مسئله به کودک آموزش دهیم تا در موقعیتها و شرایط سخت، تمرینهایی را که یاد گرفته بهصورت کاربردی به کار ببرد و آن شرایط را با کمترین آسیب پشت سر بگذارد؛ بیآنکه احساسات خودش را نادیده گرفته باشد.
اگر خود ما هم بهعنوان والد در زمینههایی مثل تنظیم هیجان و حل مسئله مهارت کافی نداریم، حتماً از یک درمانگر کودک یا نوجوان کمک بگیریم تا روی هیجانها و مهارتهای زندگی، یا همان هوش هیجانی فرزندمان کار کند. حتی خودمان هم از آموزشهای فرزندپروری صحیح در این زمینه بهرهمند شویم تا ارتباطهای سالمتری را تجربه کنیم و روزهای ارزشمند زندگیمان را با حال بهتری سپری کنیم.
احساس، فکر و رفتار
قدرت احساسات را در ذهن و درون خودتان، و در بیرون و در زندگیتان، هیچگاه دستکم نگیرید. احساسات ما به افکارمان تبدیل میشوند و افکارمان به رفتارمان با خود و اطرافیان؛ و این زنجیره مستقیم خودش را در ارتباطهایمان نشان میدهد.
افراد موفق و با روان سالم قطعاً بین این سه کلمه، یعنی احساس، فکر و رفتار، اتصال درستی برقرار کردهاند. این به آن معنا نیست که هیچ احساس ناخوشایندی را تجربه نکردهاند یا همیشه در حالتی مثبت بودهاند که به این نقطه از زندگی رسیدهاند؛ بلکه توانستهاند با وجود همان احساسات ناخوشایند، چنین موفقیتهایی را رقم بزنند.
تنظیم هیجان امری ساده نیست، بلکه مهارتی قوی و کاملاً تخصصی است.